دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
196
تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )
به دكانها و حجرههاى آنان مىآمدند تا از آنها خريد بكنند ؛ زيرا زنان عطر و روغن بسيار به كار مىبردند « 1 » . » كلاويخو همچنين اظهار مىدارد كه سلطانيه « 2 » « شهر پرجمعيتى است ، ولى از حيث بزرگى به پاى تبريز نمىرسد : امّا سلطانيه مهمترين مركز مبادله كالا براى تجار و كالاى آنهاست . » بخصوص در ماههاى ژوئن ، ژوئيه و اوت كاروانهاى بزرگى از اشتران با مالالتجاره به اين شهر مىرسند . اين شهر در ماههاى ياد شده پرجنجال و شلوغ است و مبالغ هنگفتى وارد خزانه مىكند . بنابراين هر ساله گروه عظيمى از بازرگانان هند كوچك مىآيند و همهگونه ادويه مىآورند . بهترين انواع ادويهاى را كه در بازارهاى سوريه براى فروش عرضه مىشود ، به اين شهر مىآورند . اين ادويه عبارتاند از : ميخك و جوز هندى و گزانگبين و پوست جوز و غيره . اين ادويه هرگز به بازار اسكندريه نمىرسد تا بتوان از مخازن آنجا خريد . » به غير از ادويه ، ابريشم هم كالايى بود كه خواهان زيادى در سلطانيه داشت ، و « هرگونه ابريشم از گيلان . . . كه در آن كالاها و محصولات بسيارى ساخته و تهيه مىشود ، به اين شهر حمل مىگردد . ابريشم گيلان از سلطانيه به دمشق و نيز ديگر مناطق سوريه و تركيه و كيفا [ در كريمه ] صادر مىشود . از اين گذشته همهگونه ابريشم محصول شماخى ( واقع در شروان ) كه پارچههاى ابريشمى در آن بسيار تهيه مىشود به سلطانيه صادر مىگردد و تجار ايرانى و نيز بازرگانان جنوا و ونيز هم براى خريد به آنجا مىآيند . » اهميت ابريشم در اقتصاد اين زمان ايران محرز و روشن است . در سلطانيه فقط ادويه و ابريشم خريدوفروش نمىشد ، بلكه « انواع پارچههاى ابريشمى و پنبهاى و تافته با كرپ و انواع ديگر » - كه « از سرزمينهاى اطراف شيراز كه در مرز هند كوچك قرار گرفته بود ، مىآمد » - وارد آنجا مىشد . اين منسوجات با منسوجات يزد و ايالت خراسان يكى بود . از بندر هرمز « مقدار معتنابهى مرواريد و نيز احجار كريمه » با كاروانهايى كه معمولا دو ماه در راه بودند ، وارد سلطانيه مىگشت . همه ساله بازرگانى از كيفا و طرابوزان كه سرزمينهاى مسيحيان بود و نيز بازرگانان مسلمان از تركيه و سوريه و بغداد در سلطانيه گرد مىآمدند تا با هم دادوستد كنند . آنان در مهمانخانههايى كه ويژه بازرگانان ساخته شده بود ، استراحت مىكردند . سمرقند - كه « كمى بزرگتر از اشبيليه بود » - شهر ديگرى بود كه كلاويخو از آن ديدن كرد . تيمور در بازسازى و استغناى آن كوشيد . سمرقند بازار بزرگى براى توليد كالاها بود ؛ چرا كه تيمور پيشهوران را از هر صنف مجبور به اقامت در آن ساخته بود . در اين شهر بازرگانان متعددى از
--> ( 1 ) - همان منبع ، صص 3 - 152 . ( 2 ) - همان منبع ، صص 158 به بعد .